جمعه بیست و نهم شهریور 1387
محکومیت شهناز غلامی، فعال زن و روزنامه نگار آذربایجانی به ۶ ماه زندان
آذربایجان اؤیرنجی حرکاتی: شهناز غلامی، روزنامه نگار و از فعالان مسائل زنان در آذربایجان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» از طرف شعبه ۱ دادگاه انقلاب اسلامی تبریز به ۶ ماه زندان محکوم شده است.
بر اساس حکم صادره قاضی به موجب برخی از نوشته ها و گزارشات خانم غلامی که آنها را موارد تبلیغی علیه نظام تشخیص داده این رأی، را صادر کرده است.
آخرین جلسه دادگاه خانم غلامی ۱۴ شهریور ۸۷ در شعبه ۱ دادگاه انقلاب تبریز بطور غیر علنی برگزار شده بود. در آن جلسه آقای محمد علی دادخواه بعنوان وکیل وظیفه دفاع از غلامی را بر عهده داشت.
گفتنی است، شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد دستگیر و زندانی شده بود. (ساوالان سسی)
نوشته ای از شهناز غلامی در رابطه با حکم دادگاه
دادگاه انقلاب طي حكمي شهناز غلامي را به 6 ماه حبس تعزيري محكوم كرد!
شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي تبريز، طي حكمي كه در تاريخ 14/6/1387 با عنوان اتهامي "فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس (؟!) جمهوري (؟!) اسلامي (؟!) ايران" به من ابلاغ كرده است، با طرح مواردي از نوشته هايم مرا به شش ماه حبس تعزيري محكوم نموده است.
مواردي از نوشته هاي من كه دادگاه انقلاب آنها را به عنوان تبليغ عليه نظام مطرح كرده است، و اين موارد جزئي از اعتقادات راسخ من نيز محسوب مي گردند، و البته افتخار هم مي كنم كه به خاطر چنين اتهاماتي محكومم كرده اند، عبارتند از:
- مقاله "شفاف سازي پيرامون حوادث آذربايجان در خرداد ماه 1385": ... اميد است اين نوشتار توانسته باشد در پشت اين فضاي سياسي غبارآلود، سيماي حقيقي و دردآور مردم حماسي آذربايجان را به تصوير بكشد. اكنون روزهاست كه از واقعه اول خرداد مي گذرد. تعداد زيادي از دوستان و همفكران ما كه دوشادوش هم در دهها مراسم و برنامه مشترك شركت كرده بوديم، در خيابانها به جرم بزرگداشت بزرگان سرزمين مان همچون باقرخان، ستارخان، صمد بهرنگي، و ... كتك خورده بوديم و ... اكنون اكثريت آنان در زندانهاي مخوف حاكميت اسلامي به جرم عشق به آزادي و عدلت و تحقق مردم سالاري و هويت خواهي به اسارت گرفته شده اند.،
- مقاله "8 مارس و جنبش زنان ايران": ... در بسياري از كشورها به خصوص در كشور ما ايران وجود سلطه مردان در عرصه عمومي و حكومتي باعث افزايش تفاوت دستمزدها، نابرابري هاي اجتماعي، تقسيم نابرابر كار، ثروت، قدرت، نابرابري در موقعيت هاي مساوي قانوني و ... گرديده است. هنوز زنان ما از فقر، عدم تعميم تأمين اجتماعي، فشار و يك نواختي كارهاي بي مزد خانگي، و كالاي شدن بدن زنان، رواج استثمار جنسي، خشونت خانوادگي به شدت رنج مي برند، خشونت و ناامني در داخل و خارج از كشور همه ما را تهديد مي كند..." (صفحه 110 پرونده)،
- مقاله "انحصارگري و نقش آن در ايجاد بحران هاي اجتماعي-سياسي": ... اقليتي در جامعه بدون پشتوانه اكثريت حكومت مي كنند، نشريات به بهانه هاي واهي توقيف و سايتها فيلتر گذاري مي شوند، و حاكميت يكدست اسلامي خود را غيرقابل نقد معرفي مي نمايند. آزاديخواهان، نويسندگان و نمايندگان رسانه هاي جمعي محكوم به زندان مي شوند... (صفحه 130 پرونده)،
- مقاله "گزارش حماسه حضور سبز مردم آذربايجان در اول خرداد 1386": ... مردم آذربايجان امروز بار ديگر در يك خرداد 1386 به خيابان ها آمده بودند تا زندگي در محيط بدون استبداد در سرزميني مستقل به نام آذربايجان بزرگ، و يا تحقق فدرال براي تمامي كشور را درخواست كنند... (صفحه 131 پرونده).
همه آنچه در بالا ذكر شده است، جزئي از واقعيات انكار ناپذير در رژيم توتاليتر بعد از انقلاب 57 است. گزارش هاي من نيز به انعكاس اين واقعيت هاي عيني و گريز ناپذير اجتماع بيمار پرداخته است. وجدان آگاه بشري در هيچ نقطه اي از دنيا بجز محفل اقليت حاكم كشور، هيچگاه اتهامات فوق الذكر را بعنوان جرم تلقي نكرده است و با شهروندان منتقد خود كه كوشيده اند تا در فضاي اختناق و مه آلود به شفاف سازي و اطلاع رساني بپردازند و مرحمي براي دردهاي مردم سرزمين خود باشند، به چنين برخوردهاي غيرعقلاني دست نيازيده اند. چنين برخوردها، حاكي از ضعف حاكميت و ترس آن از كوچكترين نور شمع آگاهي بخش در ميان مردم است.
با اينهمه، من بعنوان يك ژورناليست كه سالهاست براي تحقق دموكراسي و حقوق بشر و برابري در تمامي جنبه هايش اعم از برابري ملي، برابري زن و مرد، برابري اقتصادي، و ... تلاش مي كنم، با وجود همه فشارها و سركوبها همچنان به فعاليت هاي اطلاع رساني خود در زمينه هايي كه لازم بدانم، ادامه خواهم داد. اميدوارم برغم همه كاستي ها، و نقص هايي كه دارم با كلماتي كه هرگز قادر نيستند تمام حقيقت پديده ها را بيان كنند، بتوانم گامي هر چند كوچك در اين مسير سبز بردارم.



